ایلیای
گلم خیلی شیطون شدی اونقدر رفتارت تغییرکرده که حتی منو و بابایی هم نمیدونیم چه بکنیم. البته یهو اینطوری شدی علتش چیه نمیدونیم ولی بالاخره متوجه میشیم که چه بکنیم فقط باید صبور باشیم، من میدونم که این کارای تو همه واسه جلب توجه کردنه و دوست داری که با این کارا همه فقط به تو نیگاه کنن اما اگه جلوی این کار تو رو نگیریم شاید یه فاجعه بشه تو یه بچه پر انرژی هستی که در هر لحظهای تحرک داری تازه آخر شب باید خسته باشی و بخوابی اما هیجانت چندین برابر میشه. علاوه بر بازیگوشی یاد گرفتی بچه ها رو هم میزنی که منو و بابایی شدیداً با این کارت مخالفیم یه مهمونی که میخوایم بریم باید چهار چشمی مواظبت باشیم که مبادا بچهها رو بزنی اما آخرم کار خودتو میکنی واسه همین بعضی مهمونیا نمیبرمت آخه عزیزم من از این که تو این کار رو انجام میدی خیلی خجالت میکشم و مجبورم تو رو پیش عمهها بزارم و تنهایی به مهمونی برم.
فعلاْ من و بابایی داریم درمورد رفتار تو راهی پیدا میکنیم که چه بکنیم ای ناقلا خوب ما رو سر کار گذاشتی جالب اینجاست که تشخیص میدی کار بدی میکنی ولی بازم تکرارمیکنی بهت میگم ایلیا
قول میدی دیگه شیطونی نکنی میگی نه وقتی هم میخوای قول بدی مث مرد دست میدی که داری قول مردونه میدی این روش، روش خوبیه اما فقط بعضی موقعهها جواب میده بعضی وقتا خیلی بیحوصله از کنارش رد میشی و اصرارهم فایدهای نداره.
راستشو بگم تنبیه هم کردیم یعنی به پشت دستت زدیم که دیگه این کارو نکنی اما لجبازی میکنی و تو هم میزنی البته این کار علاوه بر اینکه جواب نمیده بلکه بدتر هم میکنه و یه چیز دیگه که من به اشتباهم پی بردم اینکه گاهی وقتا اونقدر اذیت میکردی که مجبور بودم سرت داد بکشم خودمم ناراحت بودم که چرا پسر کوچولومو دعوا میکنم اما عکسالعمل تو این بود که بعد از مدتی تو هم یاد گرفتی که داد بزنی اونجا فهمیدم که چه اشتباهی کردم و حالا دارم جبرانش میکنم، واسه همین میخوایم با اطلاعات کامل جلوی کارای نامناسب تو رو بگیریم و این هم مدتی زمان میبره که اونم بستگی داره به ما که چقدر صبور باشیم.
در حال حاضر فقط دو روش خیلی خوبه، اینه که به ازای هر کاری که میکنی یا پاداش بگیری یا تشویق بشی اما این کتک زدن بچهها رو موندم که چه رفتاری بکنم و مورد بعدیش اینه که کسی به کارایی که میکنی اهمیت نده آخه مگه اطرافیان میزارن گاهی وقتا با لبخند زدنشون یا با گفتن کلماتی مث اینکارو نکن یا میگن زشته، کار بدیه و خیلی حرفایی که بخوان جلوی کار تو رو بگیرن مثلاً دارن لطف میکنن اما نمیدونن که دارن کارو خرابتر میکنن اونا با این کارشون بیشتر تو رو تحریک میکنن چون تو این لحظه وقتی میبینی کسی نیگات میکنه با خندیدنت بیشتر انجام میدی و میخوای که هی طرف مقابلت به تو بگه این کار رو نکن و تو بیشتر انجام بدی جالبه که میفهمی کار بدیه و همه چیزو تشخیص میدی که روی کدوم حرکتت بیشتر ناراحت میشیم و حساسیم همونو انجام میدی منم که هر چه میگم بابا اهمیت ندین فک میکننن که دارم ازت حمایت میکنم اما اینطور نیست درسته که تو واسمون عزیزی وخیلی هم دوستت داریم ولی تربیتت از همه چیز واسمون مهمتره آخه مگه میشه پدر ومادری بچشونو که همه زندگیشونه دوست نداشته باشن اگه از رفتارات میگم هدفم این نیست که بخوام گل پسرمو خرابش کنم مگه همه بچهها آرومن؟ بالاخره هر کدوم یه مشکلی دارن، یکی عنوان میکنه یکی نه و منظور من اینه که یه راهی پیدا کنیم که تو پسر کوچولوی مامانی آسیب نبینی دلم نمیخواد با یه عمل ناآگاهانه کاری یا رفتاری بکنم که وقتی بزرگ شدی یه بچه گوشهگیر یا سرخورده شی.
حالا میخوام کارای خوبت رو هم بگم درسته شیطونی میکنی اما کارای خوبتم زیاده گاهی وقتا به مامانی تو کارای خونه کمک میکنی تا میبینی جایی کثیف شده سریع دستمال میآری و تمیزشون میکنی، لباساتو میزاری داخل کشو، وسط خونه هم اگه کاغذی یا چیزی که میدونی باید بره توی سطل زباله سریع برمیداری و میبری توی سطل زباله میندازی تازه موقعه غذا خوردن توی آوردن ظرفا بهم کمک میکنی ظاهراً بیکار بودنو دوست نداری و دلت میخواد بهت بگن ایلیا
این کارو انجام بده سریع میدونی که چی میخوایم بعضی وقتا فک میکنم که اون کاری که ازت میخوایم شاید اسموشو ندونی و متوجه نشی اما خیلی راحت همون وسیلهای که میخوایم واسمون میآری. از نظر هوشی بچه زرنگی هستی و همه چیز زود تو ذهنت میره کافیه یک بار کاری رو جلوت انجام بدن سریع نشون میدی.
امروز داشتی واسه خودت تئاتر اجرا میکردی نمیدونم منظورت چی بود هر چی بود باید با هم میخوردیمش اولش با حرکات دستت مثلاٌ یه چیزی روی زمین گذاشتی بعدش اونو برداشتی و خودت خوردی و به منم دادی و هی میگفتی آم آم.

اینم عکس بو البته منظورت ماهیه تو همیشه به ماهی میگی بو اینم یه دلفین سفالیه که خونه مامان جونشونه و همش باهاش بازی میکنی واگه شب اونجا بخوابین این بو باید تو رختخوابت باشه تازه بهش غذا هم میدی.
راستی دوسه روزه که دارم از پوشک میگیرمت البته یکی دو روز اول میترسیدم که خونه رو کثیف کنی و استرس داشتم و کم و بیش پوشکت رو در میآوردم اما فعلاً خیلی خوب داریم پیش میریم البته هر بیست دقیقه میبردمت دستشویی، کمی سخته و دعا میکنم هر چه زودتر یاد بگیری و هر وقت خواستی بری دستشویی قبلش اعلام کنی.